زندگی مامان
زندگی مامان 9 ماهگیت مبارک .دیگه الان وارد 10امین ماه از زندگیت شدی.خیلی زود گذشت.مامانی عزیزم الان تقریبا سه ماهه که من میرم سرکار و مامان مرسده ازت مراقبت می کنه نمیدونم چطوری از زحمتاش قدردانی کنم ولی مامانی بزرگ شدی سعی کن حتما قدر زحمتاش رو بدونی.الان دیگه پنجمین مرواردیت م در اومده بیرون و منتظر ششمی هستیم.دیگه دستاتو می گیری و بلند میشی لبه مبلا ، لبه تخت و خلاصه هر جایی که فکرش رو بکنی.علاقه خاصی به ماشین لباسشویی داری و میری جلوش وایمیسی و میخندی.دختر نازنینم هر روز که می گذره شیرینتر میشی .هر وقت میخوایم شام بخوریم میای سفره و سینی و خلاصه هر چی که جلو دستت هست را میکشی و نمی ذاره یه لقمه درست حسابی از گلومون بره پایین و اونجاست که...
نویسنده :
مارال
12:07



